وقتی که سیم حکم کند ، زر خدا شود

وقتی دروغ ، داور هر ماجرا شود

وقتی هوا، هوای تنفس ،هوای زیست

سرپوش مرگ بر سر صدها صدا شود

وقتی در انتظار ِیکی پاره استخوان

هنگامه ای ز جنبش دم ها به پا شود

وقتی به بوی سفره ی همسایه مغز وعقل

بی اختیار، معده شود اشتها شود

وقتی که سوسمار صفت پیش ِآفتاب

یک رنگ،رنگها شود و رنگها شود

وقتی که دامن ِشرف و نطفه گیر ِشرم

رجاله خیز گردد و پتیاره زا شود

 

بگذار در بزرگی این منجلاب یأس

دنیای من به کوچکی انزوا شود